گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
15
سفر در ايران ( فارسى )
آورده ، با آداب و رسوم آنها مطابقت پيدا كرده است . در ناحيهى سند نيز به مانند هرات هنديها مورد حمايت و احترام هستند . آنها با مسلمانان داراى حقوق متساوى بوده ، از تمام امتيازات زندگى شهرى بهرهمندند . هنديها كه تعدادشان در سند بالنسبه زياد است طبقهى بازرگانان و مسلمانان طبقهى سپاهى را تشكيل مىدهند . نادر شاه اين استان را به موجب قرارداد 1739 به امير كابل واگذار نمود و از آن تاريخ تحت تصرف وى باقى مانده است . به طورى كه مشاهده مىشود در اين يادداشتهاى جالب نه تنها دربارهى خراسان بلكه دربارهى كليهى استانهاى همسايهى ايران كنونى كه همگى جزء لا يتجزاى اين كشور هستند ، بحث شده است . سركردگان ياغى و غاصبينى كه بر آنجا حكومت مىكنند فقط در دوران جنگ كه سپاه ايران در جاى ديگر سرگرم نبرد بوده ، مىتوانستند اعلام استقلال بنمايند ولى اكنون كه دولت از صلح خوبى كه آرامشى طولانى را نويد مىدهد برخوردار است بدون شك به زودى و با استفاده از تمام قوايش يك مشت خان و شاهزادهى زبون را هرچه زودتر نابود خواهد كرد . بىكيفر ماندن آنها به دليل دورى از پايتخت ، ضعف پادشاه و بهويژه استفاده از كليهى قشون در مناطق ديگر بوده است . از آنجا كه ذكر كليهى پادشاهان كه از ازمنهى بسيار دور بر تخت سلطنت ايران تكيه زدهاند ملالتآور است و ضمنا سودى هم دربر ندارد لذا به نوشتن يادداشت ساده و مختصرى از سلسلههاى مختلف كه از ابتداى شاهنشاهى ايران تا امروز يكى جانشين ديگرى شده است ، اكتفا مىكنم . به اين منظور و بدون آنكه كلمه به كلمه از كتاب آقاى ژوردن ( كه دو جلد از تاليفات خود را وقف تاريخ ايران باستان نموده است ) رونويسى بكنم تنها به ذكر مهمترين وقايع مىپردازم و مانند وى اصالت آنها را هم تضمين نمىنمايم . البته اين به آن معنى نيست كه ارزش كارهاى آقاى ژوردن مورد ترديد قرار بگيرد ، زيرا كه تمام آنها